السيد الخميني

253

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

دعوت به حق همراه با عمل به آن مناجات « شعبانيه » را خوانديد ؟ بخوانيد آقا ! مناجات شعبانيه از مناجات‌هايى است كه اگر انسان دنبالش برود و فكر در او بكند ، انسان را به يك جايى مىرساند . آن كسى كه اين مناجات را گفته و همهء ائمه هم به حسب روايت مىخواندند ، اينها ، آنهايى بودند كه وارسته از همه چيز بودند ، مع ذلك آن طور مناجات مىكردند ، براى اينكه خودبين نبودند . هر چه بودند اين طور نبوده كه خودش را ببيند كه ، حالا من امام صادق‌ام ديگر ، نه ، امام صادق مثل آن آدمى كه در معصيت غرق است مناجات مىكند ، براى اينكه مىبيند خودش هيچ نيست و هر چه هست نقص است و هر چه هست از اوست . هر چه كمال است از اوست ، خودش چيزى ندارد . هيچ يك چيزى ندارند ، انبيا هم هيچى نداشتند . همه هيچ‌اند و اوست فقط ، همه هم دنبال او هستند ، همهء فطرت‌ها دنبال او هستند ، منتها چون ما محجوبيم ، نمىفهميم كه ما دنبال او هستيم ؛ آنهايى كه مىفهمند ، آنها وارسته مىشوند و مىروند سراغ همان معنا . اين كمال انقطاعى كه خواستند ، اين كمال انقطاع همين است كه از همهء اين چيزهايى كه هستش ، اصلش به كنار باشند . إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا را كه در آيهء شريفه وارد شده است كه عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ بعد مىگويد : إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ، « 1 » بعضى مىگويند كه « ظلوماً جهولًا » بالاترين وصفى است كه خدا براى انسان كرده ؛ « ظلوماً » كه همهء بت‌ها را شكسته و همه چيز را شكسته ؛ « جهولًا » براى اينكه به هيچ چيز توجه ندارد و هيچ چيز را متوجه به آن نيست ، غافل از همه است . ما نمىتوانيم اين طور باشيم ، ما امانتدار هم نمىتوانيم باشيم ، لكن مىتوانيم در آن راه باشيم . شما آقايانى كه مىخواهيد مردم را دعوت كنيد به آخرت ، دعوت كنيد به صفات كذا ، بايد قدم اول را خودتان برداريد تا دعوت‌تان دعوت حق باشد ، و الّا دعوت حق است ، دعوت كن شيطان است ، از زبان شيطان دعوت مىكند انسان . آن هم

--> ( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 72 : « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . » ما بر آسمانها و زمين و كوهها ، امانت را عرضه داشتيم ، همه از تحمّل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند تا انسان آن را پذيرفت و انسان هم بسيار ستمكار و نادان بود .